تبلیغات
سرگرمی تفریحی - داستان کوتاه و خواندنی از بهلول
 
سرگرمی تفریحی
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی مشهدی
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Flag Counter


فال حافظ


چهارشنبه 24 دی 1393 :: نویسنده : مهدی مشهدی

حکایت های شیرین و پند آموز بهلول عاقل ترین دیوانه

هارون الرشید به همراه مهمانانش عیسی بن جعفر برمکی و مادر جعفر برمکی در قصر نشسته بود

 و حوصله اش سر رفته بود

از سربازان خواست بهلول را بیاورند تا آنها را بخنداند

سربازان رفتند و بهلول را از میان کودکان شهر گرفته و نزد خلیفه اوردند

هارون الرشید به بهلول امر کرد چند دیوانه برای ما بشمار

بهلول گرفت : اولین دیوانه خودم هستم و با اشاره دست به سمت مادر جعفر برمکی 

گفت این دومین دیوانه هست

عیسی با حالتی عصبی فریاد زد : وای بر تو برای مادر جعفر چنین حرفی می زنی ؟

بهلول خندید و گفت : صاحب اربده سومین دیوانه هست

هارون از کوره در رفت و فریاد زد :

این دیوانه را از قصر بیرون کنید آبرویمان را برد

بهلول در حالی که روی زمین کشیده می شد گفت : تو هم چهارمی هست هارون 

وزی بهلول وارد قصر هارون الرشید شد و چون مسند خلافت را خالی و بلامانع دید جلو رفته و 

بدون ترس و واهمه بر تخت خلیفه نشست

غلامان دربار چون آن حال بدیدند به ضرب چوب و تازیانه بهلول را از تخت پایین کشیدند

هنگامی که خلیفه وارد شد بهلول را در حالتی بهم ریخته دید که گریه می کند

از نگهبانان سبب گریه ی او را پرسید

نگهبانان گفتند : چون در مکان مخصوص شما نشسته بود او را از آنجا دور کردیم

هارون ایشان را ملامت کرد و بهلول را دلداری داده و نوازش نمود

بهلول گفت : من برای خود گریه نمی کنم بلکه به حال تو می گریم

زیرا که من چند لحظه در مسند تو نشستم اینقدر صدمه دیدم و اذیت و آزار کشیدم

در این اندیشه ام که تو که یک عمر بر این مسند نشسته ای  چه مقدار آزار خواهی کشید و صدمه خواهی دید

تو به عاقبت کار خود نمی اندیشی و در فکر کارهای خود نیستی !!!

داستان عقل بهلول

روزی خلیفه هارون الرشید از بهلول پرسید:

بزرگترین نعمت های الهی چیست؟

بهلول پاسخ داد:

عقل، چه در خبر است که چون خداوند اراده فرماید نعمتی را از بنده زایل کند اول چیزی که از

 وی سلب می نماید عقل است

عقل از رزق محسوب شده ولی افسوس که حق تعالی این نعمت را از من دریغ فرمود

داستان بهلول و الاغش

بهلول پای پیاده بر راهی می گذشت

قاضی شهر او را دید و گفت : شنیده ام ” الاغت سقط شده ” و تو را تنها گذارده است!

بهلول گفت : تو زنده باشی یك موی تو به صد تا الاغ من می ارزد

داستان جواب دندان شکن بهلول به هارون الرشید

روزی خلیفه از بهلول پرسید : تا به امروز موجودی احمق تر از خود دیده ای؟

بهلول گفت : نه والله این نخستین بار است كه می بینم

داستان بهلول و حقیقت

روزی یكی از حامیان دولت از بهلول پرسید : تلخ‌ترین چیز كدام است؟

بهلول جواب داد : حقیقت است

آن شخص گفت : چگونه می‌شود این تلخی را تحمل كرد؟

بهلول جواب داد : با شیرینی فكر و تعقل !!!

ارزش سلطنت از دید بهلول

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد

خلیفه گفت :

مرا پندی بده

بهلول پرسید :

اگر در بیابانی بی‌آب ، تشنگی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی

در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟


هارون الرشید گفت :

صد دینار طلا

بهلول پرسید :

اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟

هارون الرشید گفت :

نصف پادشاهی‌ام را

بهلول گفت :

حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی

چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟

هارون الرشید گفت :

نیم دیگر سلطنتم را

بهلول گفت :

پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است

تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی

بهلول کیست | بهلول دانا کیست ؟

درباره ی بهلول دانا بیشتر بدانیم !

بهلول دیوانه یا بهلول دانا کیست؟

این سوال همیشه وجود دارد که بهلول مجنون بوده یا دانا ؟

در كتاب دائرة المعارف تشیع نقل گردیده است :

ابووهیب بن عمرو ( بهلول )  معروف به مجنون از فقها و حكما و شعرای

 شیعه در قرن دوم هجری بوده است

و علت دیوانگی ظاهری او این است كه به وسیله‌ی آن سخن حق 

را بدون ترس بر زبان بیاورد

در كتاب مجالس المؤمنین سفینة البحار، روضات الجنّات اعیان 

الشیعه و کتب های بسیار دیگر

بهلول از شاگردان خاص امام صادق (ع) و از اصحاب آن حضرت و حضرت امام 

موسی كاظم (ع) معرفی شده است

و چون هارون الرشید خلیفه عباسی قصد داشت مخالفان حكومت

 استبدادی خود را از بین ببرد

نقشه‌ای طرح كرد تا امام كاظم (ع) را به شهادت برساند

هارون از فقهای بغداد ( از جمله بهلول )  در خواست كرد تا فتوا بدهند كه امام قصد دارد بر علیه

 حكومت قیام كند و قتل او شرعاً واجب است

اما بهلول از این كار خودداری كرد و از امام چاره جویی نمود

امام به او پیشنهاد كرد خودش را به دیوانگی بزند تا هارون از او دست بردارد

یك روز صبح مردم بغداد بهلول را در كوچه و بازار دیدند كه لباس كهنه‌ای به تن كرده

و سوار بر تكه چوبی شده و با كودكان بازی می كند و فریاد می‌زند :

كنار بروید!

مبادا اسب من شما را لگد كند

و این تدبیر او را از صدور فتوا بر علیه امام نجات داد

و هارون وقتی شنید كه بهلول دیوانه شده است

 دست از او برداشت

در روایتی دیگ، سید نعمت الله شوشتری در كتا

ب غرایب الاخبار به نقل از 

روضات الجنّات آورده است كه

هارون الرشید به پیشنهاد مشاورانش از بهلول خواست ك

ه قاضی القضاة بغداد 

شود ولی او قبول نمی‌كرد و عذر می‌آورد

چون اصرار و فشار هارون از حد گذشت بهلول خود را به دیوانگی زد

گویند وقتی به هارون گفتند كه بهلول دیوانه شده است، گفت : او دیوانه نشده ب

لكه با این تدبیر خود را نجات داده است

بهلول در تاریخ تشیع به عنوان مظهر و مثال مقاومت منفی و سرمشق تقّیه و حكیمی پاكباز

 و گریزان از خدمت ستمكاران شناخته شده است

حكایات و كلمات و اشعار او دستورالعمل زندگی با شرافت و مشوق شهامت ا

خلاقی و صلابت دینی است

بهلول در ادبیات و فرهنگ اسلامی به خصوص بین شیعیان در ردیف لقمان حكیم قرار دارد

و سخنانش الهام بخش نویسندگان و شاعران و ضرب‌المثل می‌باشد

كلمه بهلول در لغت عرب به معنی مرد خندان یا كسی كه خوبی‌های زیادی دارد است.

بهلول در حدود سال 190 هجری قمری در بغداد وفات كرد و در همان شهر به خاك سپرده شد





نوع مطلب :
برچسب ها : بهلول، بهلول دانا کیست ؟، ارزش سلطنت از دید بهلول، ساحل7070،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 1 شهریور 1396 12:32 ب.ظ
Hello, yup this piece of writing is in fact pleasant and I have learned lot of things from it regarding blogging.
thanks.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر